X
تبلیغات
ایران من چرا؟

هر چقدر فریاد بکشیم.

سکوت کنیم ، مذاکره ، راهکار علمی - فنی - اجرائی - خرکی - سنتی - ... یا بهتر بگویم : هر چه لیاقت این مسئولین خواب رفته و بدون مسئولیت است ، نثارشان کنیم.

هیچکس نیست بگوید خر این مملکت به چند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مطمئن باشید تاریخ (نه این تاریخی که قرار است تحریف شده و پر از دروغ و درهم و برهم نگارش بشود و به کار هیچکس نیاید)برای تک تک این روزها و مردمانمان چندین نمره منفی ثبت میکند.

مطمئن هستم مشابه این لحظات مفرح و روحنواز(؟؟؟!!!!)را در هیچ زمانی پیدا نخواهید کرد.

آهای BBc - IRIB - و هر شبکه مزخزفی که وجود دارید همه شما سروته یک کرباسید.

کدام دانش و عقل سلیمی بیکاری - فقر مالی و فرهنگی - جنایت - خیانت - این روزها را بر میتابد.

کدام روح بزرگی وجود دارد که این نمایش مسخره را جمع کند.

تکرار این حرفها و معضلات و دردها میدانم که جز دردسر برای خودم نیست.

بیائید مرد باشید و چشمهارا بشوئید و از خواب غفلت برخیزید.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 12:1 توسط محمد عمیدی |

 
سال نو (92)بر همۀ شما مبارک



+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 15:11 توسط محمد عمیدی |

تمام حرف من در این پست :     ما ایرانی ها

خوش استقبال - بد بدرقه

         هستیم

هر معضلی که تاکنون داشته ایم - هر منطق و اصولی که در دنیا رواج یافته و پیاده سازی شده است ، ما ایرانی ها برعکس آنرا انجام میدهیم و چه بسا به مثابه منطق کور ؛ در کشورمان رواج و شایع میگردد.

در ورزش این مهدوی کیا بازیکن فوتبالمان رو تحویل نگرفته و آلمانیها برایش جشن خداحافظی میگیرند.و منتظر میمانیم مثل حجازی فقید طرف مرحوم شود و تازه یادمان بیافتد که برایش یادمان بگیریم.


در سیاست فلانی را با سلام و صلوات آورده و آن بدبخت زمانیکه 
برای دفاع از صیانت سیاسی مملکت در ماموریت خارج از کشور بسر میبرد ، هنوز پایش را به ایران نگذاشته او را کله پا کرده و مراسم گودبای پارتی (ببخشید تفویض مقام ) او  بدون حضورش برگزار میشود.

در صنعت و ... که دیگر خواندن و نوشتن ندارد ، طرف هنوز شروع بکار نکرده ، گمانه زنی توسط اصحاب رسانه شروع و کلاسش تعطیل میشود.


در هر زمینه که فکرش را بکنید (وارونه کردن حقایق و زدن رکورد از آخر) ما در دنیا حرف اول را میزنیم .

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 11:44 توسط محمد عمیدی |

اینقدر از نقش مسئولین در این شرایط اقتصادی گفتند و گفتیم که فکر کنم باید بیخیال این موضوع شویم و کار را به دست مردم داد.

تجربه چنین شرایط مشابه در کشورهای دیگر وجود ندارد!!یعنی در درجۀ اول این سردمداران هر کشور هستند که در یک رویه مشترک و یکسویه نسبت به برنامه‏ریزی و پیش‏بینی شرایط پیش‏رو اقدام عاجل بعمل میآورند.و سپس قاعدۀ این هرم یعنی مردم همکاری لازم را انجام میدهند.

دارم به زبانی ساده میگویم : در ایران من به جز طیف ریاست جمهوری (دولت آقای احمدی‏نژاد)که الحق و انصاف تمام دغدغه‏اش گریز از این شرایط  و عدم آسیب پذیری مردم و رفاه نسبی میباشد ، بقیه سران انگار نه انگار باید مکمل این زنجیره باشند دغدغۀ بازی قدرت میباشند.

آقایان قوای قضائیه - مقننه - پشت پرده >>> ... بهوش باشید تاریخ و صفحات آن آیینۀ عملکرد شما هستند ، حداقل از خشم مردم نمیترسید ، به خوتان رحم کنید و درس عبرت بگیرید از نام آوران بدنامی که در هنگام ترک از دنیای مادی ، تابوت مشایعت ابدی آنان روی زمین مانده و این چهار وجب قبر نیز از مهمانی آنان بخود لرزیده است.

زیادی منفی گرایی نمیکنم ، میخواهم خوشبین باشم و بنویسم شاید این نوشتار و جستار ادبی من خوابی باشد که تعبیر اشتباهی بوده که ناشی از شام بد دیشب من و رویای خیس آینده‏گان تاریخ ساز بوده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 10:45 توسط محمد عمیدی |

مدتهاست این فکر من را مشغول کرده که آسیب شناسی ضعفهای کشور منتج به چه عواملی میشود؟؟!!

پس از مشاوره با اهالی فن (نه نظر) و حتی بیلان گیری از خوشه‏چینی آماری که برای خودم محفوظ است به این نتیجه رسیدم :

"بحران مدیریت"

به فراموشی سپردن و در نظر نداشتن آیتم " رعایت اصول" در کلیۀ شئون کاری مسئولین ، مطمئناً ضعف و رخوت را در بستر هر فعل و انفعالی تسری میدهد.

اینکه هرکس این اجازه را به خود مبدهد بجای اینکه در تکوین و تکامل تخصص خود کوشیده و آنرا در مراحل کاری خود پیاده نماید ، به حاشیه میپردازد و صرفنظر از تخصص خود(اگر تخصصی وجود داشته باشد) به حریم کاری دیگران تجاوز و نظام کاری دیگران را مورد نقادی قرار دهد؛بنظرم تولید حاشیه است.

هر کس اگر در چهاچوب اهداف و وظایف خود حرکت نماید آنگاه میتوانیم با آرامش خیال نسبت به خروجی عوامل که باید دست به دست هم دهد تا مشکلات و موانع مملکت ، یکی پس از دیگری از میان برداشته شده تا آحاد هموطنانمان در رفاه و آرامشی که لیاقتشان است برخوردار گردند.

شما اینطور فکر نمیکنید؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 10:20 توسط محمد عمیدی |

مرور اخبار مبنی بر تعطیلات تهران بر اثر آلودگی شدید هوا و بالطبع آن تعطیلی شهر موجی از شادی را برای اقشار کارمند و کارگر راه انداخته است.

زهی خیال گمراه ؟؟؟!!! با این اقتصاد فلج کشور و کارآیی (بازدهی)کم آهاد مردم در گوشه گوشۀ صنایع - ادارات - بازار دیگر این نوبر است . وقتی در مرکز و قلب تصمیم‏گیری کشور اینچنین اوضاعی (بلبشو) حاکم است،باید دودستی بر سرمان بزنیم که سرنوشت کشور چه خواهد شد.

همه میدانند که 90% ساکنین تهران و اطراف ، عزیزانی هستند که بر اثر بیکاری و ضعف مالی یا به عبارتی برای کسب درآمد و رفاه حداقل از شهرها و استانهای دیگر و همجوار به تهران کوچیده‏اند!! .

نمیدونم چه حکمتی است تمام این افراد محترم چرا دو دستی به تهران چسبیده‏اند و دوباره به شهر و آبادی خود بر نمیگردند و تجربیات و سرمایۀ خود را در موطن خود بکار نمیبرند.و جالب اینکه با کوچکترین تعطیلی و اینکه تقی به توقی بخورد شال و کلاه به سرکرده و به اسم مسافرت چند روزی مانده به تعطیلات یا میان تعطیلات را مرخصی گرفته و به آبادی خود هجوم میبرند.

حالا با این همه رفت و آمد آیا میتوان انتظار داشت که تهران شریان اقتصاد و سیاست کشور که قلب آن باید پرتپنده‏تر از هر نقطۀ کشور بزند اینچنین راکد و نیمه تعطیل باشد. به نظر من که فاجعه است.

دولت باید بسان کشورهای پیشرفته مراکز مختلف (بخصوص وزارتخانه‏ها)را آنالیز و آنها را در نقاط مختلف کشور منتقل نماید .این سیاست هم به توسعه و آبادانی شهرهای مختلف کمک کرده و امکانات را سطوح مختلف پخش و از ترافیک بیمورد انسانی و تجمیع سرمایه‏های کشور در یک نقطه از کشور جلوگیری مینماید.این حرکت کلیۀ معضلاتی را که ذیلاً میآید و مسئولین و مدیران کشور که با صرف هزینه و زمان زیادی نسبت به چاره جویی آن اقدام میورزند و هیچ نتیجه‏ای در بر ندارد را برطرف و اقتصاد و توسعه کشور را پایدار و نتیجه بخش مینماید:

1-کاهش و رفع  ترافیک شهری. 

2- حذف بیکاری.

3- صرف‏جویی در منابع مالی و شتاب در پروژه‏های راکد.

4- آلودگی هواحذف و تهران دوباره به سرزمین سرسبز دهۀ 50 برمیگردد.

5- کاهش جرم و اختلالات اجتماعی.

6- توسعه مناطق دیگر کشور و پیاده‏سازی الگوی عدالت اجتماعی .

7- در صورت وقوع زلزله و هرگونه آسیب در شرایط غیرمترقبه و فورس ماژور تلفات بسیار کم خواهد بود و فرصت برای هرگونه سازماندهی و پیشگیری وجود خواهد داشت.

دیگر با تفاضیل بالا آیا حرفی برای گفتن وجود دارد؟؟؟


+ نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 18:24 توسط محمد عمیدی |

هر کجا میروم ، اداره - ارگان دولتی - بانکها - ... میبینم هر رییس و مرئوسی اعضاء و فامیل خودش را بر سرکار آورده‏اند ؛بدون اینکه اینها سلسله مراتب تخصصی شغلشان را گذرانده باشند(راحت بگویم که طرف اصلاً تخصصی در کار خودش نداره).

 

در حالی که جوانان ما در گوشه و کنار این مملکت با صرف هزبنه‏های سنگین ، تحصیلات دانشگاهی و تخصصی خود را در رشته مورد علاقه اخذ میکنند ، میبنیم بجای سیگار فروش یک لیسانسیه ریاضی مشغوله اما در ارگانی مثل مخابرات یا بانک ؟؟؟ یک نفر با تحصیلات پایین ( که خدا میدونه جه جوری همان مدرک را برایش تهیه کرده‏اند؟؟؟؟)مشغوله(وقت و سرمایه را تلف میکند).

این ره که مملکت ما میرود سرانجامش ترکستان است . تا زمانیکه آقازاده‏ها - عزیز دردانه‏ها مشغول جارو زدن سرمایه‏های مملکتند ؛ من امیدی به ایجاد یک نظام مدون و  کارا در مملکتم که مردمانش در آرامش و رفاه زندگی کنند را ندارم.

قحط الرجاله نه؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 8:6 توسط محمد عمیدی |

معضلی که در کشورم میان عموم اپیدمی شده و من خطر ترویج و اشاعۀ آن را  کاملاً احساس میکنم ، رواج دروغ و چاپلوسی بعنوان یک حربه که در آحاد مردم رواج یافته است و اپیدمی آن محتوم میباشد.

خیلی از این وضعیت روح  و افکارم ومغشوش است.

میدانید سنجه‏ای که میتوان با آن میتوان شاخص وضعیت اقتصادی و عمومی یک جامعه را محک زد و بعنوان Reference (مبنا) دورنمای یک اجتماع را برآورد مینماید- آمار بسط دروغ و چاپلوسی در سبد فرهنگی و اقتصادی یک طیف با محدودۀ مورد بررسی میباشد.

فکر میکنم ضریب این معضل در جامعۀ ما خیلی بالاست و همانطور که گفتم بشدت نگران این مسئله هستم و در صداقت و راستی گزارشات - آمار - گفتمان - ... ابهام وجود دارد.

وقتی در خفا حجم عظیمی از پروسه‏ها و تولیدات کشور چین را بعنوان افتخار ملی بنام خودمان سند میزنیم و ساخت  محصول و واردات تکنولوژی ، متعلق به کشور چین است ، و این کشور هیچ توجه‏ای به قانون کپی رایت آنها نداشته و فقط  منافع اقتصادی صادرات خودش را در نظر میگیرد و مسئولان ما به دروغ اقدام به حک و برچسب Made in Iran  برروی آنها مینمایند و یا بعلت فقر فرهنگی و اقتصادی ، بخاطر چندرغاز پول در قالب مصلحت خودمان ، را گول میزنیم و مجیز یکدیگر را میگوییم - چاپلوسی رییس برایمان از نان شب واجبتر میشود ؛ اینجاست که دیگر انتقاد و اعتقاد به پیاده سازی اصول ،  بی ارزش شده و همه چیز به امان خدا رها میشود.

در مکتب دروغ و چاپلوسی است که همۀ امور سهل  و اصول به هیچ انگاشته  و در تصمیم‏گیری‏ها از اصطلاح بزن و برو (Plug&Play) استفاده میشود.

خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند!!

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 8:46 توسط محمد عمیدی |

داشتم به خودم و کشورم فکر میکردم - به مطالب وبلاگ و کلاً به این فکر میکردم جای چه موضوعی در این وبلاگ خالیه؟ هجمۀ این چینیها به یادم آمد.

هیچ فکر کردید؟داره چه بلایی سر ما میاد ؟یک حساب سرانگشتی نشان میده 90% زندگی ما شده این تولیدات چین!!!

لباس ما - لوازم زندگی ما (حتی برند کشورهای اروپایی و ... که دیگه از تولیدات کشور چین است اما با برند این کشورها تولید میشود) - حتی مهر نماز ما چینیه!!؟؟

فکر کنم اینقدر به حاشیه و متن مسائل مثلا اصلی پرداختیم که این موضوع چین غافلمان کرده.و دولتمردان ما به نام ایران و به کام چین در دام افتاده و مثلا استفاده میبرند (تولید خودروهای ملی که کلا قالبها و لوازم آن چینیه و یا این تبلیغات ساخت رزم ناو  جدید که قطعات آن چینیه و ما مونتاژ کردیم و به اسم خودمان به ملت قالب{غالب}میکنیم!!یا نمونه‏های موشک جدید وزارت دفاع ایران که اون هم چینیه!)

جالبه نه؟؟

به نظر من که گریه آوره - تولید و صنعت و کشاورزی خودمان را تعطیل کنیم و بیائید با هم خورشت فسنجان با گردوی چینی بخوریم . 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 12:42 توسط محمد عمیدی |

خواننده عزیز دیگری بنام رسول مینویسد:

رفاه,آزادی بیان,اشتغال,دموکراسی,امنیت و ... اینا هم اگه تو کشور برآورده شن باز ما همونی هستیم که بودیم مثل گذشته بی رحم وبی فرهنگ: ادمایی که بخاطر پول از همه چیزو همه کس میگذرن ادمایی که برادری و برابری رو فراموش کردن ادمایی که خودشونو فراموش کردن و اینکه دارن در آخر دین و ایمانشون هم به بازی یا به باد فراموشی میسپارند ...

من میگویم آقای رسول ، جوان اندیشمند :

طبیعت طوری طراحی شده است که اگر بستر و سازوکار فراهم شود(تلاش کنیم) ، نتیجه ثمربخش و در راستای رفع نیاز بشریت خواهد بود.

نا امید نباشیم این ناهنجاریها نتیجه انتخاب ناصحیح و بدون تفکر(تحجرگرایی)مردم ما بوده است.

تاریخ نشان داده با گذشت زمان و تجربه انتخاب اشتباه ، سیر تحول با کندی که در حرکت در ارتفاع (انتخاب اشتباه) داشتیم ، سرعت آن  در سرازیری (انتخاب صحیح) زیاد میباشد. 

ناامید نباش دوست من،ما در هرحال پیروزیم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 9:49 توسط محمد عمیدی |

شاید آنقدر پیر نشده باشیم ولی ضرب المثلی است که میگوید: آنچه پیر در خشت بیند جوان در آیینه میبیند. بازم میگم دوست ندارم همه چیز رو از دریچه سیاست ببینم اما تجربه به ما میگه همه این مسایل بازیچه است و ما طعمه هستیم و بازیگردان آنهایی هستند که قدرتی از ماورا مرزهای هستند.(کارکترهای نامریی - که سایه ایشان در پیاده سازی اوضاع امروز کاملا واضح است).

کدوم آزادی - کدوم رفاه اگه اینها() اینکاره بودند که قبلا ریش و قیچی دستشان بود شمه ای از شعارهایشان ایران من را آباد میساخت.

آزادی در دستان ماست - رفاه رو خودمان باید با ارتقاء فرهنگ ایجاد کنیم. مغزهای زنگ خورده و متحجر(قدیمی) هرگز به حق و عدالت نزدیک نمیشوند.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 15:52 توسط محمد عمیدی |

کوچک که بودیم ، یادتان میآید که بزرگترها برای اینکه مزاحمشان نباشیم و در دست و بال آنها گیر نکنیم ؛ پولی میدادند و میگفتند بریم آب نبات چوبی بخریم یا نهایتاً تاب تاب عباسی و چه میدونم یه قل دو قل رو برایمان تجویز میکردند تا ...

آیا اوضاع مردم ایران ، شبیه کوچکیهایمان نشده؟! 

شاید من خیلی اوضاع رو سیاسی میبینم!!! آخر هر حرکتی رو من در کشورم ، آیه ای از سوی استثمار  جهانی (بزرگترهای ما) فرض میکنم  که برای سرگرمی ما کوچکترها نازل شده؟!!! (آیا اشتباه میکنم؟؟)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 13:48 توسط محمد عمیدی |

یکی از نهرهای زیبای دهکده آلوده به کرمهای مزاحم شد.

سران و اهالی روستا هر چه تلاش کردند نتوانستند این کرمها را از بین ببرند.

به پیر دیر دهکده مراجعه کردند و راه چاره خواستند؟

میدانید پیرمرد چه گفت ؟؟!!

نهر را مسدود کنید ؟؟؟؟

همه با تعجب به یکدیگر میگفتند : اینجوری که کرمها زیادتر میشوند.چاره ای نبود جز اجرای دستور بزرگ دهکده.

همانطوری که همه پیش بینی میکردند بعد از مسدود و مرداب شدن نهر (گندیده شدن نهر) تعداد کرمها بشدت افزایش یافت. همه ناامید از چرائی و اجرای ماجرا.

نتیجه فلسفی تفکر پیر دیر دهکده اینکه :

بعد از اینکه کرمها تمام نهر را به منجلاب تبدیل کردند دیگر چیزی برای تغذیه نداشتند.

حمله به یکدیگر و خوردن همکیش خود همانا

و از بین رفتن نسل کرمهای مزاحم همانا

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 16:38 توسط محمد عمیدی |

سوال روز؟

جاي تامل و فكر داره كه چرا 33 درصد اين جامعه به راحتي شيفته بي بند باري و بي قيدي ميشوند؟ و يا دختراني كه براي كسب درآمد جذب ستادي مي شوند تا با دريافت 50 يا 100 هزار تومان 10 پسر را با خودش همراه كنند؟.


واقعا چرا ؟؟؟

خواننده عزیزی (آقای شهریار کاظمی) کاملا به نکته مهمی اشاره کرده و گفته اند:

به نظر من اينها همه ناشی از وجود درد بزرگی در جامعه ماست و بايد برایش راهکار اساسی پیدا نمود.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 8:47 توسط محمد عمیدی |

بدون شرح؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

 

بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804140278

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 14:11 توسط محمد عمیدی |

اگر کمی در خصوص ریشه یابی اغتشاشات اخیر ایران من بعد از انتخابات ریاست جمهوری دقت کنیم به این باور میرسیم که کژدم رانت خوار!!! (آقای پسته رفسنجان) با احساس خطر باز هم پوستین ها را کنار زده و با ایجاد موج منفی ،  عده ای فریب خورده و نادان را سپر بلای خود قرار داده تا به این دولت مردمی ضد فساد بفهماند پا روی این دم کج نگذارند.

زهی خیال باطل،من از ذات خلقت و آفرینش به این استنباط و استنتاج رسیده ام که هرگونه حرکت منفی در طبیعت و زندگی اگر نیرو و اراده بشری به آن عکس العمل نشان ندهد و یا در مجازات آن موفق نباشد ، حتماً مشیت الهی در قالب قهر طبیعت نسبت به اجرای عدالت اقدام میکند. و این از خاصیتهای فوق العاده پیچیده طراحی طبیعت میباشد.(قدرت آفرینش را متوجه هستیم که؟).

آن دسته از افرادیکه ناخواسته و بدون اندیشه در دام گرداب مال اندوزان مفسد میافتند عرض میکنم که درست است همه ما ، مشکلات مالی و تشویش و دغدغه زندگی امروز و آینده لحظه‏ای ما را آسوده خاطر نمیسازد.ولی راه حل این اغتشاشات نیست.

منطق سکوت و لب برچسب خورده از هر دستآویز و اعتراضی بالاتر است.

 تاریخ نشان داده برنامه‏های قدرتهای  ماوراء مرزی است که با توجه به ارتقاء فرهنگ و اندیشه یک ملت ، نسبت به مطالبات آنها اقدام میکنند (تجربه و تاریخ بعد از قرن نوزدهم اروپا را ببینیم.......؟؟؟؟؟؟؟)

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:4 توسط محمد عمیدی |

عده ای در رد یا تایید نظرات مطروحه در سایت ، مواردی را بیان مینمایند.برای من همه این عزیزان نظراتشان مهم و گرانبهاست.

روی سخن من در این هیاهوی انتخاباتی ، که اصلا به آن نمیپردازم ، خواننده عزیزی است بنام محمد پورمهدی:

آقای پورمهدی :

مطلبت را خواندم ، تمام دغدغه من در زندگی انسانها اینه که مبادا لحظه ای انسان متوجه واقعیتها و روشنیهای زندگی بشه که دیگه فرصتی برای جبران نداشته باشد.

انسان در هنگام مرگ تمام لحظات و سکانسهای مهم زندگیش مثل یک فیلم و بصورت سریع (Fast Motion) از جلوی چشمانش میگذره و اگر خطا کرده باشد که تازه متوجه میشه که چه کلاه بزرگی سرش رفته و ای داد که دیگه فرصتی برای جبران نداره؟؟؟!!!!!!!!!!!!

برایم تصور چنین لحظه ای سخت نیست ، ولی انسانهائی که در اطرافمان هستند خیلی راحت فریب لذات و امکانات دوست داشتنی مادی این دنیا(حرص پول - مادیات - ...) رو میخورند  و سرشون رو با جمع آوری اینها گرم میکنند و بعد .... ادعای حق بجانب بودن نطرشان رو نیز دارند؟؟؟

ما انسانها نماز میخوانیم - از خدا استمداد میجوئیم اما عمر با عزتمان رو صرف تله های شیطانی میکنیم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 7:53 توسط محمد عمیدی |

ثبات اقتصادی در کشور از دغدغه های آحاد ملت بوده است.بعد از دولت میرحسین موسوی کمتر دولتی توانسته بسان دولت احمدی نژاد برنامه و تز اقتصادی منحصر بفرد خود را به اجرا در آورد.

حذف مافیای دلالی - خروج بنزین و فرآورده های مشابه از چرخه یارانه - کاهش بسیار شدید مواد و مایحتاج اساسی (فرآورده های پتروشیمی - فولاد - سیمان - ... )بدون توجه به کاهش قیمتهای جهانی ما را وادار میسازد کلاهمان را به افتخار دولت احمدی نژاد برداریم.

خنده آورتر از همه ،مقاومت بازار و صنایع خودرویی و اصنافی که به گرانی عادت کرده اند میباشد.در حالیکه کنسرسیوم چند ملیتی کمپانی های خارجی مستقر در ایران من (توشیبا-ال جی - سامسونگ - سونی - ...)به این کاهش اقرار و احترام گذاشته و روزبه روز رسماْ درج قبمتها را رپورتاژ مینمایند.

دوره ترک اعتیاد بیماری (عادت به گرانی و تحول یکشبه قیمتها) سخت و جانفرساست . اما به این امید مینشینیم که در پایان دوره ، صنایع مولد و کارآفرینان در بخشهای صنعتی- کشاورزی از ضرردهی خود مفری جویند .اقتصاد کشور دارای ثبات و چرخه دلالی از بازار حذف گردد.پیش بینی میشود تا شهریور ماه سال ۱۳۸۸ این سختی ادامه یابد.و اقتصاد کشور در چرخه سالم قرار گیرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 12:18 توسط محمد عمیدی |

انتقاد و راهکار اجرائی

در کشور من ایران عموماْ همه در کلیه مسائل نظر کارشناسی میدهند.

کمتر کسی پیدا میشود با موردی آشنا و مسلط نباشد و اظهار نظر نکند.خیلی عجیب نیست.همه ما به افکار خودمان مطمئنیم و احتمال خطا را به فکر خودمان خطور نمیدهیم.

در حالیکه خیلی از جاها و زمانها سرمان کلاه رفته و ما غافلیم و چسبیدیم که بعله علامه دهریم.

عزیز من - دوست من- بخودت بیا

اینکه سبد مطالعه ما پایینه - چهارتا پله رو یکی میریم - تجربه را به گذر زمان و اجرای آن نمیدانیم و میخواهیم سه ماهه دکتر - مهندس - متخصص نمیدونم کامپیوتر یا چی چی بشیم - زحمت نمیکشیم - فرق بین دوغ و دوشاب رو نمیدانیم - پول رو همه چیز میدونیم - محل خودمان رو ول میکنیم میریم پایتخت - ۰۰۰

بازم بگم

نه ما اینکاره نیستیم - باید هم دنیا چهار نعل بتازه - ما هنوز در بند معنویات و مذهبیات خودمان باشیم.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 18:6 توسط محمد عمیدی |

همیشه از خودم میپرسم؟:

سهم ما از پیشرفت تکنولوژی و تمدن جهانی چقدر است؟با خلقت آفرینش توسط خداوند تبارک و تعالی اینهمه فاصله طبقاتی چرا؟

آیا اینها ناخواسته صورت میپذیرد؟یا جزئی از معادلات و مباحث فیزیکی است که باید بالانس موازنه را برقرار کند؟

بعید میدانم !!!

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 16:37 توسط محمد عمیدی |